مقدمه

»إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِینَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِینَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِینَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِینَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِینَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِینَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیراً وَالذَّاکِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَهً وَأَجْراً عَظِیماً » .

همانا کلیه مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان باایمان و مردان و زنان صابر و مردان و زنان خداترس و خاشع و مردان و زنان خیرخواه و مسکین‏نواز و مردان و زنان روزه‏دار و مردان و زنان باحفاظ و خوددار و مردان و زنانی که یاد خدا بسیار کنند بر همه آنها خدا مغفرت و پاداش بزرگ مهیا ساخته است (سوره احزاب آیه ۳۵)

قرآن کتاب فلسفه نیست، اما نظر خود را درباره جهان و انسان و اجتماع- که سه موضوع اساسی فلسفه است- به طور قاطع بیان کرده است. قرآن به پیروان خود تنها قانون تعلیم نمی‏دهد و صرفا به موعظه و پند و اندرز نمی‏پردازد بلکه با تفسیر خلقت‏به پیروان خود طرز تفکر و جهان بینی مخصوص می‏دهد.زیر بنای مقررات اسلامی در باره امور اجتماعی از قبیل مالکیت، حکومت، حقوق خانوادگی و غیره همانا تفسیری است که از خلقت و اشیاء می‏کند

چکیده

زن امین الهی است و به عنوان امین حق الله از نظر قرآن مطرح است این مقام, حرمت و حیثیت را خدای سبحان که حق خود اوست به زن هدیه کرده است خداوند انسان را اعم از زن و مرد ،در بهترین حالات خلق کرده است و قرآن نه تنها نگاه ویژه ای به زن دارد, بلکه وی را مستقل و کارآمد معرفی می کند زن مانند مرد انسانی است که همه مواهب رشد را دارا بوده, هیچ خللی در گوهر وجود او نیست و می تواند مراحل رشد و تکامل را به خوبی طی کند

در دورانی که میان ملل متمدن و غیرمتمدن موجود در دنیا، زن از جایگاهی پایین تر و پست تر از مرد برخوردار بوده و او را چیزی حد وسط بین انسان و حیوان می پنداشتند و حقوق و موقعیتش را نادیده می انگاشتند، کتاب آسمانی قرآن و دین مبین اسلام ظهور یافته و حیثیت و ارزش زن را به او بازگرداند. مربی انسان ها زن است، سعادت و شقاوت کشورها بسته به وجود زن است، زن با تربیت صحیح خودش انسان درست می کند و با تربیت صحیح خودش کشور را آباد می کند.

خداوند انسان را از زن و مرد آفرید و بقای انسان را به این دو جنس داده است. خداوند در قرآن کریم در مواردی به هر دو جنس اشاره می کند.

در آیه ۳۵ سوره احزاب می فرماید :

به یقین، مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ایمان و زنان با ایمان، مردان مطیع فرمان خدا و زنان مطیع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق کننده و زنان انفاق کننده، مردان روزه‏دار و زنان روزه‏دار، مردان پاکدامن و زنان پاکدامن و مردانی که بسیار به یاد خدا هستند و زنانی که بسیار یاد خدا می‏کنند، خداوند برای همه آنان مغفرت و پاداش عظیمی فراهم ساخته است.‏

قرآن تنها مجموعه قوانین نیست. محتویات قرآن صرفا یک سلسله مقررات و قوانین خشک بدون تفسیر نیست. در قرآن، هم قانون است و هم تاریخ و هم موعظه و هم تفسیر خلقت و هم هزاران مطلب دیگر.قرآن همان طوری که در مواردی به شکل بیان قانون دستور العمل معین می‏کند و در جای دیگر وجود و هستی را تفسیر می‏کند،راز خلقت زمین و آسمان و گیاه و حیوان و انسان و راز موتها و حیاتها، عزتها و ذلتها، ترقیها و انحطاطها، ثروتها و فقرها را بیان می‏کند.

بررسی کتاب آسمانی ( قران ) و دیگرکتب مختلف من جمله کتاب مدیریت زن در خانواده معیارها و ایده های مختلف در توانایی زنان و اینکه قادر به ایفای نقش در محورهای مدیریتی و اقتصادی داشته بیان نموده و غیر قابل کتمان می نماید.

بخوبی اشکار است که این توانایی ها نباید نادیده انگاشته شده و برای بالابردن سطح فعالیت ها و گسترده گی تولید و ارائه خدمات بطور حتم باید  این عنصر موثر بکار گرفته شود.

این موضوع که زنان تنها در عرصه خانه موثر هستند اندیشه ای نادرست هست چرا که تاریخ تمدن انسانی توان زنان را در مدیریت تولید و ارائه خدمات یا عرصه جنگ و کارزار بخوبی بنمایش گذارده است لذا با عنایت به مراتب فوق میتوان موضوعات ذیل را مورد بررسی قرارداده و علل لزوم بکارگیری و توان مدیریریتی زنان را روشن ساخت .

ابتداعا موضوع را از دیده گاه و منظر کتاب الهی مورد توجه قرارمیدهیم.

تساوی حقوق زن و مرد در پیشگاه خداوند

از جمله شبهاتی که در زمینه حقوق زن و مرد مطرح می‏کنند، این است که اسلام حقوق زن و مرد را به طور مساوی مطرح نکرده است.(۲) برخی چنین تصور می‏کنند که اسلام کفه سنگین شخصیت را برای مردان قرار داده و زنان در برنامه اسلام چندان جایی ندارند.(۳) برای کسانی که اندک آشنایی با دین مبین اسلام و کتاب آسمانی آن داشته باشد، تساوی زن و مرد به خوبی نمایان است. از دیدگاه اسلام، تنها معیار برتری و امتیاز، برای کسانی است که از تقوای بیشتری برخوردار باشد، و نزد خداوند جنس برتر مطرح نیست.(۴) یعنی زن و مرد هر دو به یک اندازه انسان می‏باشند و در انسانیت بینشان تفاوتی نیست . «به تعبیر منطقی آنها دو صنف از یک نوع می‏باشند، یعنی حقیقت و گوهر آنها یک چیز است، در انسانیت یکی را بر دیگری تفاضلی نیست، آنها فرزندان یک والدین می‏باشند، و از ارزش یکسان برخوردارند، تنها ملاک تفاوت در ارزش تقوا است که امری اکتسابی است و ربطی به جنسیت ندارد، چنانکه ربطی به نژاد، جغرافیا، طبقه اجتماعی، ثروت، زیبائی و غیر آن ندارد.

شخصیت و کرامت زن در قرآن

در خصوص زنان، اسلام هیچ‏گاه مخالف آزادی آنها نبوده است؛ بلکه و شرافت و حیثیت وی را به وی باز داده است. زن مساوی مرد است، زن مانند مرد آزاد است که سرنوشت و فعالیت‏های خود را انتخاب کند.

اسلام، آزادی زن را از زمانی مقرر داشت که وی را همسان و هموزن مرد دانست و زن را از اسارت و حقارت تاریخی، رهایی داد. اسلام در چهارده قرن پیش زنجیرهای اسارت را از دست و پای زن گسست. اسلام، برای زن حق مالکیت قائل شده است و زن می‏تواند مالک اشیای منقول و غیرمنقول باشد، حق خرید و فروش و واگذاری اموال خود را دارد، می‏تواند به آن‏گونه که بخواهد وصیت نماید. اسلام ، همه حقوق مدنی و سیاسی را که به مردان داده، به زن نیز بخشیده است. زن ، حق کار شرافتمندانه دارد، حق انتخاب دارد، و می‏تواند نماینده مجلس و کارمند اداره و قاضی شود.

کرامت زن در پوشیدگی و حجاب و عفت است. آنجا که آدم و حوا به سبب عدم اطاعت از سفارش الهی دچار برهنگی شدند و آیات شریفه حکایت از دور شدن از شأن و منزلت انسانی از قرب الهی و به عبارت دیگر نزول از درجه کرامت و شرف دارد، گویای این مطلب است که برهنگی و بی عفتی به معنای پایین و پست شدن است در حالی که پوشیدگی و عفت به معنای داشتن کرامت و ارزش است. حق تعالی، پوشش و حجاب و عفت و اختلاط نداشتن با مردهای اجنبی را برای او رقم زده است و برای حفظ شأن خودش او را به نداشتن حجاب و فاصله از مردان توصیه فرموده است. حجاب زن حقی است الهی. عصمت زن حق الله است و به هیچ کسی ارتباط ندارد.

گفته‏اند ، حجاب موجب سلب آزادی که یک حق طبیعی بشر است، می‏گردد. «نوعی توهین به حیثیت انسانی زن به شمار می‏رود… مجبور ساختن زن به این که حجاب داشته باشد، بی‏اعتنایی به حق آزادی او و اهانت به حیثیت انسانی اوست و به عبارت دیگر، ظلم فاحش است به زن، عزت و کرامت انسانی و حق آزادی زن؛

تفسیر غلط از آزادی باعث چنین تصوراتی شده است. امروز از سوی محافل غربی و غرب‏گرا، این‏گونه به مردم القا می‏شود که آزادی به معنای ارضای تمایلات، یا عدم التزام به قیود اخلاقی و اجتماعی است و آزادی زن در بینش و نگرش آنان، یعنی این که به هر شکل بتوان لباس پوشید، یا با هرکس بتوان رابطه برقرار کرد، تا مناسبات خانوادگی و اجتماعی را به هر صورت که مورد علاقه است، ترتیب داد. پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوه‏گری و خودنمایی نپردازد.

داشتن آزادی معیار کرامت انسانی است. زن نیز مانند مرد آزادی هایی دارد. البته آزادی انسان در درون حدود و مقررات الهی است زیرا که مالک اصلی همه چیز و همه جا حق تعالی است. اوست که مالکیت را به انسان عطا فرموده و مالکیت انسان مالکیتی استعاره ای و موقتی است. آزادی او هم دارای شرایطی است. وجود مقررات و محدودیت ها هم به سبب کرامت انسانی است.

اگر قرآن کریم می فرماید برای ورود به خانه اجازه بگیرید: “یا ایها الذین آمنوا لاتدخلوا بیوتا غیر بیوتکم حتی تستانسوا و تسلموا علی اهلها” ای کسانی که ایمان آورده اید غیر از خانه های خود داخل خانه های دیگر نشوید تا آنها را آگاه نساخته اید و سلام بر آنها نکرده اید برای این است که صاحب خانه متوجه شود که شخصی می خواهد وارد شود و خود را برای ورود او آماده کند. این محدودیت به سبب کرامت و جایگاه ساکنان خانه که معمولا زنان هستند، می باشد. برای حفظ خلوت آنها و آزادی درون خانه است که خداوند حکیم قانون و محدودیت مقرر می فرماید.

شخصیت زن از دیدگاه اندیشمندان معاصر

امام خمینى (ره) در خصوص شخصیت زن قایل است:
تمام هویت هاى کمالى که در انسان مطرح است در زن مطرح است. (سیماى زن… /۲۰۷)
علامه طباطبایى در این خصوص مى‏گوید:
واقعیت خارجى و تجربه نشان مى‏دهد که زن و مرد دو فرد از یک جوهر واحد به نام انسان مى‏باشند. (المیزان/۴/ ۹۴-۹۵)
ایشان در جاى دیگر مى‏گوید:
قرآن بیان کرده که هویت زن مانند مرد است هر انسان چه زن و چه مرد، انسان است و در ماده انسانیت مشترک است.

علامه مطهرى شخصیت زن را از منظر قرآن این گونه ترسیم مى‏کند:
قرآن با کمال صراحت در آیات متعددى مى‏فرماید که زنان را از جنس مردان و از سرشتى نظیر سرشت مردان آفریدیم. قرآن درباره آدم اول مى‏گوید: همه شما را از یک پدر آفریدیم و جفت آن پدر را از جنس خود او قرار دادیم… قرآن در کنار هر مرد بزرگ و قدسى از یک زن بزرگ و قدسیه یاد مى‏کند. از همسران آدم و ابراهیم و از مادران موسى و عیسى در نهایت تجلیل یاد کرده است. اگر همسران نوح و لوط را به عنوان زنانى ناشایسته براى شوهران ذکر مى‏کند از زن فرعون نیز به عنوان زن بزرگى که گرفتار مرد پلیدى بوده است غفلت نکرده. گویى قرآن خواسته است در داستانهاى خود توازن را حفظ کند و قهرمانان داستانها را منحصر به مردان ننمایند.

آیه اللّه جوادى آملى زن و مرد را از یک گوهر دانسته و میگوید:
آفرینش زن و مرد از یک گوهر است و همه زنان و مردان مبدا قابلى واحد داشته، چه این که مبدا فاعلى همه آنها خداى یگانه و یکتاست و هیچ مزیتى براى مرد نسبت به زن در اصل آفرینش نیست و اگر برخى از روایات عهده دار اثبات این مزیت اند یا از لحاظ سند نارسا و یا از جهت دلالت ناتمام اند و اگر فرضا از هر دو جهت تمام باشند، چون مسئله مورد بحث یک امر تعبدى محض نیست، نظیر مسائل فقهى صرف، نمى‏توان آن را به یک دلیل ظنى غیر قطعى ثابت کرد، مگر در حد مظنه و گمان که سودمند به حال مسائل علمى نخواهد بود.

تفاوتها

تفاوت هاى جسمانى:

این تفاوت ها اختلافات ظاهرى ساختمان بدن و مهمتر از آن تفاوت وضعیت جنسى این دو را شامل میشود. نطفه زن (اول) و نطفه مرد (اسپرماتوزوئید) هر یک داراى ۲۳ کروموزوم است که موقعیت و شکل آنها در هر جنس با دیگرى تفاوت دارد. زنان عوارض زنانگى اعم از قاعدگى و آبستنى و زایمان دارند ولى مردان این گونه نیستند. مردان بلند قدتر و سنگین وزن‏تر از زنان اند. وزن متوسط قلب مرد ۳۰۰ گرم و وزن متوسط قلب زن ۲۵۰ گرم و وزن متوسط مغز مرد ۱۳۰۰ گرم و وزن متوسط مغز زن ۱۲۰۰ گرم مى‏باشد.

تفاوت‏هاى روانى:

میل مرد به ورزش و شکار و کارهاى پر حرکت و جنبش، بیش از زن است. زن زودتر و سریع‏تر از مرد تحت تاثیر احساسات خویش قرار مى‏گیرد. زن به زینت و زیور و جمال و آرایش علاقه‏ى زیاد دارد. احساسات زن بى ثبات‏تر از مرد است. زن از مرد محتاطتر، پر حرف‏تر، ترسوتر و تشریفاتى‏تر است.

وظایف زن از دیدگاه اسلام

۱-   حفظ آرامش در خانواده

۲–   خانه داری

۳-   انجام امور منزل حتی در سن کهولت

۴–   پذیرایی از میهمان

۵-   سخاوت در مهمان داری

۶–   پرهیز از زن سالاری در خانواده

  • ایجاد سکون و آرامش همسران در کنار یکدیگر، یکی از اهداف مهم ازدواج برشمرده شده است. وجود صفا، یک رنگی و صمیمیت در خانواده، علامت توفیق ازدواج در رسیدن به اصلی ترین هدف بوده و نشانه آن است که زن و مرد هر دو به وظایف خود در برابر همسر، عمل می کنند. در این میان، با توجه به وجود عواطف بسیار قوی در زنان، نقش آنان در تأمین بهداشت روانی خانواده چشم گیرتر است. زن می تواند روحیه خسته و ناامید همسرش را در برابر مشکلات تغییر دهد و یا دست کم، سنگ صبور ناراحتی ها و آلام او باشد.

 هم چنان که می تواند در تضعیف روحیه همسرش نقش مؤثری داشته باشد و حداقل او را از خود رنجانده و آزرده خاطر ساخته و موجبات تزلزل نظام خانواده را فراهم کند.

– نقش زن در اداره امور منزل از اهمیت خاصی برخوردار است و اگر چه از نظر حقوقی تکلیفی در این زمینه متوجه زن نیست، ولی فضای عشق و صفا و محبت خانواده اقتضا می کند که زنان همدوش مردان برای ایجاد رفاه و آسایش خانواده تلاش کنند و با حسن سلیقه که برخاسته از روحیه مهربان و هنرمند آنان است، کانونی آراسته برای پرورش نسل آینده فراهم کنند.

در الگویی که قرآن کریم برای خانه داری بانوان ارائه می دهد، به طور مشخص بر نحوه پذیرایی آنان از میهمان تأکید می کند و با بیان داستان ورود فرشتگان به منزل ابراهیم(علیه السلام)، نمونه های روشنی از جلوه های رفتاری یک زن خانه دار به نمایش درمی آید.

  • داستان حضرت ابراهیم(علیه السلام) بر این نکته دلالت دارد که همسر ایشان حتی در سنین کهن سالی نیز اداره مسؤولیت های منزل را عهده دار بوده است .

  • قرآن کریم با تأکید بر این که در رسیدن به حیات طیبه فقط دو چیز نقش دارد: یکی حسن فعلی به نام «عمل صالح» و دیگری حسن فاعلی به نام «مؤمن بودن روح»، مؤنث یا مذکر بودن را در آن مؤثر نمی داند:

(( مَن عَمِلَ صالِحاً مِن ذَکَرٍ أَو أُنثی وَ هُوَ مُؤمِنٌ فَلَنُحیِیَنَّهُ حَیاهً طَیِّبَهً…)) (نحل/ ۹۷)

هر کس از مرد یا زن که کار نیک کند و مؤمن باشد، به زندگانی پاک و پسندیده ای زنده اش می داریم…

بنابراین، تنها معیار و ملاک تقرب به خدا تقوای الهی است که «إنَّ أَکرَمَکُم عِنْدَ اللّه أَتقکُم»۱۸ و در این مسأله نیز میان زن و مرد فرقی نیست. ولی خداوند حکیم برای آن که محیط خانواده به بهترین وجهی اداره گردد، از آن رو که مرد مخارج زن را تأمین می کند و نیز به آن دلیل که مسائل اجتماعی و اقتصادی و تلاش و کوشش برای به دست آوردن مال و تأمین نیازمندی های منزل و اداره زندگی را مرد بهتر به عهده می گیرد، سرپرستی امور منزل را نیز به عهده مرد گذاشته است.. اما این چنین نیست که از این سرپرستی بخواهد مزیتی به دست آورد و بگوید من چون سرپرست هستم، افضل هستم؛ بلکه این کار، کار اجرایی بوده و وظیفه است نه فضیلت.

http://irmodir.com/wp-content/uploads/2017/09/telegram-us.png

بزرگترین پایگاه مقالات ترجمه شده مدیریتی

بانک مقالات مدیریت با ترجمه فارسی
جدیدترین مقالات ISI مدیریت با ترجمه ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷
مقالات بیس پایان نامه رشته مدیریت به همراه ترجمه
برای دیدن مقالات اینجا کلیک کنید

امتیاز شما از 1 تا 5
اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید: